Îți mai amintești momentele dragi și memorabile din copilărie? Un ilustrator iranian a realizat o serie de imagini în care a reprezentat cele mai interesante momente din copilăria sa.

Vezi mai jos cum arăta copilăria artistului prin imagini.

View this post on Instagram

از شیرین‌ترین خاطرات کودکی، شلوغ‌کاری بود… مخصوصاً بازی با لحاف تشک‌ها و بهم ریختن این برج بلند هیجان انگیز! البته سر و صدای مامان یا مامان‌بزرگ هم به دنبالش بود ولی بازم می‌ارزید! گاهی زیر انبوه پتو و بالش غرق میشدیم و اون وسطا میلولیدیم… دیگه چی میتونست بیشتر از این خوشحالمون کنه. چقدر جالب بود که تو خونمون یه عالمه لحاف تشک و پتو داشتیم با هوارتا بالش (آخه اون موقع‌ها مهمون زیاد میومد و شب موندن هم معمول بود😍) و چقدر خوب بود که همه این لحاف تشکها رنگارنگ بود! انواع پارچه‌ها با انواع گل و رنگ و اصلا هم نگران نبودیم که این رنگ به اون رنگ میاد یا نه. اون زمانا همه چی کاراکتر داشت. قاشق چنگالها، استکان نعلبکی‌ها، بشقابها، حتی موزاییک‌های کف حیاط هر کدوم یه نقش مستقل داشت و میشد شناختشون. آجرها، نقش قالی، گلدونها، … میشد دید که یکیشون مهربونه یکی عصبانیه، یکی خجالتیه… مثل الان نبود که همه چی باید شکل هم باشه. نماهای کامپوزیت، سرامیک و کفپوشهای دقیقا شکل هم، ام دی اف با یک پترن تکرار شده که مثل مرده میمونه و هیچ حسی نداره… قدیمها حتی آدمها هم بیشتر کاراکتر داشتن… همه بیشتر شکل خودشون بودن و چقدر تفاوتها و کنتراست‌ها بیشتر بود. همه چی داره به سمت بی‌روح شدن میره☹️🥺😔 ‌ #تصویرسازی #نقاشی_دیجیتال #خاطرات #نوستالژی #دوران_کودکی #قدیم #بازی #کودکی #لذت #لحاف_تشک #خونه_قدیمی #خاطره_بازی #علی_میری

A post shared by Ali Miri (@alimiriart) on

View this post on Instagram

بچگیام یه بازی داشتم که البته قاچاقی انجام میدادم، اونم تیز پاشیدن آب بود روی بخاری روشن! صدایی که میداد و بخار آبی که بلند میشد‌، حس یه میدون جنگ تمام عیار رو بهم میداد! عمرا الان بچه‌ها از پی‌اس و ایکس باکس همچین لذتی ببرن! انقدر بازی میکردم که بدنه بخاری سرد میشد و دیگه اون صدای جیس باحال رو نمیداد! کس دیگه‌ای هم این بازی باحال رو انجام داده؟😉 . . #تصویرسازی #نقاشی_دیجیتال #خاطرات #نوستالژی #دوران_کودکی #قدیم #بازی #کودکی #لذت #بازی_کودکانه #خونه_قدیمی #خاطره_بازی #علی_میری

A post shared by Ali Miri (@alimiriart) on

View this post on Instagram

فکر کنم مامانهای قدیم خیلی صبر داشتن! مخصوصا وقتی کسی میومد خونمون، ما از موقعیت حداکثر استفاده رو می‌بردیم! یکی از این موقعیتهای طلایی، وقتی بود که بساط خیاطی مامان پهن میشد… انگار خونه رو ریسه و شرشره زدن واسه جشن ما بچه‌ها. وسط پارچه‌ها می‌لولیدیم و چه صفایی داشت. خود من کارم شنا کردن وسط اقیانوس پارچه‌ها بود!! طفلی مامانم… چی کشیده از دست ما. گمونم اینم از اون دست خاطره‌هاییه که برای خیلی از بچه‌های قدیم مشترکه. . .‌‌ #تصویرسازی #نوستالژی #کودکی #دوران_کودکی #خاطرات #بازی #خاطره_بازی #قدیم #یادش_به_خیر #علی_میری

A post shared by Ali Miri (@alimiriart) on

View this post on Instagram

صدای بابا: گرفتین…؟ بزنم؟… و بعدش باران توت و جیغ ما بچه‌ها… شولولولوووووو…. و مسابقه برای برداشتن توت‌های سفیدتر و تپل‌تر از رو زمین جای مادربزرگم با پارچ پر از دوغ محلی خالی… جای بابابزرگم خالی که کلی توت تو ظرف کنه برا همسایه‌ها… ‌ فصلها میگذرند، درختها توت میدن، ولی خوشی گذشته توی همون زمان موند و تکرار نشد. ‌ ‌ #تصویرسازی #خاطرات #خاطره #خاطره _بازی #خاطره_بسازیم #نوستالژی #قدیم #کودکی #توت #توت_تکانی #دوران_کودکی #دوران_قدیم #گذشته_ها #یادش_بخیر #علی_میری

A post shared by Ali Miri (@alimiriart) on

View this post on Instagram

واقعا چرا غرق در لذت شدن انقدر ساده بود؟! کافی بود بابابزرگم اشاره کنه که بریم و پشتشو لگد کنیم… همین خودش یعنی یه تایم طلایی و پر از خنده و هیجان. چه کارا که نمی‌کردیم، روی پشت بابابزرگ… می‌رقصیدیم، ادا درمیاوردیم، همدیگه رو هول میدادیم و چقدر که زمین می‌خوردیم😊😊. ‌ راستی اون خانمی که اون کنار نشسته، مادربزرگم نیست. بلکه مادر پدربزرگمه که داره لگد شدن پسرشو نگاه میکنه! فکر میکنم طوفان نوح رو به یاد داشت! هجده بچه به دنیا آورد و بعد از فوت شوهرش حدود چهل سال تنها و کاملا سالم و مستقل زندگی کرد. همون اواسط دهه شصت بنده خدا فوت کرد. البته خدا رو شکر مادرِ مادربزرگم تا چند سال بعد زنده بود😐😅 این دو بزرگوار از معمّرین فامیل بودند.روحشون شاد. خدا رفتگان من و شما رو رحمت کنه. ‌ #تصویرسازی #تصویرگری #خاطرات #خاطره_ببینیم #خاطره_بسازیم #گذشته #خاطره_بازی #نوستالژی #قدیم #خونه_قدیمی #پدربزرگ #مادربزرگ #بازی #کودکی #یادش_بخیر #علی_میری

A post shared by Ali Miri (@alimiriart) on

View this post on Instagram

سرازیری جمعه‌ها بعد از ناهار با صدای گرم رضا رهگذر توی رادیو شروع میشد و آهسته آهسته به سمت بیابون اخبار ساعت ۲ تلویزیون میرفت! و ما منتظر بودیم که زودتر تموم بشه… بالاخره بعد از این که خلاصه اخبار و مشروح همه خبرهای ریز و درشت داخل ایران و کل جهان تموم می‌شد و مجریان خبرهایی که «هم‌اکنون» به دستشون می‌رسید رو هم می‌خوندن و دیگه مطمئن می‌شدند که هیچ چیزی نمونده که بشه گفت، ما رو به خدای بزرگ می‌سپردن و …. دیگه بعدش ما بودیم که ردیف جلوی تلویزیون دراز میشدیم و دیگه کیفمون کوک بود. تلویزیون ریموت نداشت ولی با انگشت پای دراز شده هیچ احساس کمبودی نداشتیم! با پناه بردن به تلویزیون تا جایی که ممکن بود، یعنی تا بعد از فیلم سینمایی و تا شروع برنامه نفرت انگیز گزارش هفتگی، عصر جمعه رو طولش می‌دادیم. ولی بالاخره آخرش بجایی می‌رسیدیم که بهش میگن: «غروب دلگیر جمعه»‌ ‌ پ ن: تمرکزی که اون کوچولو کرده، گمون کنم باعث بشه پست بعدی هم درباره قالی‌شویی باشه!! ‌ ‌ #تصویرسازی #تصویرگری #نوستالژی #خاطره #خاطرات #خاطره_بازی #دوران_کودکی #کودکی #بازی #جمعه #عصر_جمعه #تلویزیون #کارتون #برنامه_کودک #یادش_بخیر #قدیم #قدیما #علی_میری #alimiriart #alimiri #illustration #digitalart #digitalpainting

A post shared by Ali Miri (@alimiriart) on

View this post on Instagram

اون قدیما توی خونه ما (و حدس میزنم خیلی خونه‌های دیگه) رسم نبود که بچه‌ها خارج از زمان رسمی غذا، غذا بخورن!! بله می‌دونم… می‌دونم…! ولی اون زمان خیلی جاها اینجوری بود دیگه! ما بچه‌ها هم البته سرمون گرم بازی خودمون بود و توقع نداشتیم ولی این باعث نمی‌شد که گاهی که امکانش بوجود میومد، از خوردن چشم پوشی کنیم. ناخونک زدن به اندوخته‌های مخفی مادر و مادربزرگ جای خودش، ولی بعضی چیزا حکم بازی هم داشت برامون. مثلا رقابت سر خوردن اون لایه سفید باقی مونده ته ظرف شیرجوش، بعد از جوشوندن شیر، یا چیدن تک تک دونه‌های برنج باقی مونده لای سبدهای بافته شده از شاخه‌های نازک درخت که اون موقع‌ها برای صافی آبکشی برنج استفاده میشد. شاید الان کار بیخودی به نظر بیاد ولی باور کنید خیلی حال میداد!! ‌ It used to be uncommon for children to have snacks in between mealtimes. Yeah, I know… it was the way of things, no matter how silly it sounds. Us children were too busy playing and goofing around anyway, but that didn’t stop us from sneaking a taste of the food whenever we found the chance. Aside from the treats our mother and grandmothers had been saving, everything else was a competition to us. We fought over the white layer left in the pot from boiling milk, or picking each piece of rice stuck in the holes of the colander. It may sound absurd today, but it was quite a lot of fun. ‌ ‌ #تصویرسازی #تصویرگری #نوستالژی #خاطره #خاطرات #خاطره_بازی #دوران_کودکی #کودکی #بازی #آشپزخونه #غذا #ناهار #یادش_بخیر #قدیم #قدیما #علی_میری #alimiriart #alimiri #illustration #digitalart #digitalpainting

A post shared by Ali Miri (@alimiriart) on

View this post on Instagram

وقتی بین دو شهر سفر میکنیم، انواع مناظر رو میبینیم، رنگهای مختلف، صداهای مختلف، بوهای مختلف… هر لحظه از سفر با لحظه قبلش متفاوته. هر ثانیه امکان داره یک چیز جدید ببینیم. ولی اگر این مسیر رو خیلی خیلی کوتاه کنیم و این قسمت کوتاه رو تکرار کنیم، دیگه جذاب نیست. حالا تصور کنید در فضایی زندگی کنیم که تقسیم بندی و قرارددادهای معمول رو نداره. سال و ماه و هفته و روز و ساعت اصلا وجود ندارن. ساعتها دایره نیستند و عقربه‌ها دائم دور خودشون نمی‌چرخن. زندگی یه خط صاف باشه شبیه یک جاده، بین دو نقطه تولد تا مرگ. یک جاده که هر لحظه و هر نقطه‌ش ممکنه با یه چیز جدید مواجه بشیم. توی این زندگی، تکرار معنی نداره و هر لحظه ممکنه با یک تجربه جدید مواجه بشیم. هیچ انتظار و توقع جلو جلو نداریم. عبارتهایی مثل «شنبه‌های کسل کننده» یا «سن» وجود ندارن که جلوجلو حس ما رو خراب کنن. این زندگی هیجان انگیز چیزیه که ما در کودکی تجربه کردیم و لذتشو چشیدیم. هوا روشن که میشد، بازی میکردیم، دم غروب که میشد یه بازی دیگه میکردیم. شب صفا می‌کردیم. برق بود یه جور، قطع که میشد یه جور دیگه… انگار تصمیم نانوشته‌ای داشتیم که لذت ببریم و اتفاقات بیرونی مانع این تصمیم نبود. من معتقدم چیزی که حال آدمو خراب میکنه، اتفاقات بیرون نیست، بلکه مقدار فاصله اتفاقات بیرونه با توقع آدم. هر چی این دوتا نزدیکتر باشن حال آدما بهتره. بنابراین اگه میخواید یه نفر رو ناراضی کنید و زندگیشو خراب، فقط کافیه فاصله این دوتا رو زیاد کنید؛ یا داشته‌هاشو کم کنید، یا توقعات و خواسته‌هاشو بزرگ کنید. نتیجه تضمین شده‌س!! ‌ ‌ #تصویرسازی #تصویرگری #نوستالژی #خاطره #خاطرات #خاطره_بازی #دوران_کودکی #کودکی #سایه_بازی #قطع_برق #دور_همی #یادش_بخیر #قدیم #قدیما #علی_میری ‏#procreate #alimiriart #alimiri #digitalart

A post shared by Ali Miri (@alimiriart) on